عبدالله مستوفى

515

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

يكروز دو سه ساعتى به اين خدمت افتخارى مشغول شدم . مأموريت بمعاونين سفارت ايران در زمستان 1296 و بحبوحهء قحطى ، از طرف بلشويكها كه تازه استقرارى پيدا و منشويكها را بيرون كرده بودند ، براوين كنسول سابق روس در خوى مأمور شد كه با دولت ايران وارد مذاكره شده قراردادى با ايران ببندد . ولى چون هنوز بلشويكها نتوانسته بودند دنىكن و كلچاكرا كه يكى در جنوب و ديگرى در مشرق روسيه عده‌اى دور خود جمع كرده و از انگليسها هم به آنها كمك ميشد قلع‌وقمع و دولت خود را بلامعارض كنند ، حقا دولت وقت صلاح نديد كه با او وارد مذاكره شود و اين مأمور در بهار 1297 بىنيل مرام بروسيه برگشت . الغاى لرانهء كاپيتولاسيون كابينهء صمصام السلطنه به طرز لرى خود و بدون هيچ مقدمه و البته بدون هيچ نتيجه ، فقط به اين مستند كه دولتى كه اساس كاپيتولاسيون بموجب قراردادى بوده است كه با او بسته شده بوده و او ديگر در بين نيست كه ادعائى بر اين طرز غيرعادلانه داشته باشد ، با اعلان خود كه بسفارتخانه‌ها فرستاد ، كاپيتولاسيون را الغاء كرد ، در صورتى كه محاكمات وزارتخارجه در مركز و كارگذاريها در ولايات ، كماكان مشغول قطع و فصل كارهاى اتباع خارجه بودند و اين اعلان جز روى كاغذ ، اثر خارجى پيدا نكرد . ولى وقتى كمپانى راه‌آهن حضرت عبد العظيم بگرانى كاه و جو و لوازم ديگر مستمسك شده خواست بر قيمت بليط ترامواى اسبى شهر و راه‌آهن حضرت عبد العظيم بدون هيچ مستنديكه در پيمان‌نامه ذكر شده باشد بيفزايد ، جناب آقاى حسين علاء وزير فوائد عامهء اين كابينه با جوابهاى منطقى اين تقاضا را رد كرد و چون روسها كه در حقيقت تا اندازه‌اى مالك اصلى اين راه‌آهن شده بودند فشارى نداشتند ، اين حرف حسابى پيش رفت . انتهاى جلد دوم